الفيض الكاشاني

353

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نادانان مرتكب شده است ، از اين نوع غيبت است گوش دادن به غيبت به روش تعجّب از آن ، چرا كه اظهار تعجّب شنونده موجب فزونى نشاط غيبت كننده در غيبت است . از اين رو شروع به غيبت مىكند و گويى بدين طريق شنونده غيبت كننده را به غيبت كردن تشويق مىكند و مىگويد : شگفتا نمىدانستم فلانى چنين است ، تا كنون فقط او را خيرخواه مىدانستم و گمان ديگرى به او داشتم . خدا ما را از شرّ او به دور دارد . دليل غيبت بودن اين گونه كلمات اين است كه با حرفهاى خود غيبت كننده را تاييد مىكند و تصديق غيبت ، غيبت است ، بلكه شخص ساكت در برابر غيبت كننده نيز در گناه شريك است . رسول خدا ( ص ) فرمود : « شنوندهء غيبت يكى از غيبت كنندگان است . » « 254 » از ابو بكر و عمر روايت شده كه يكى به ديگرى گفت : فلانى پرخواب است آنگاه از رسول خدا ( ص ) خورشتى خواستند تا با نان بخورند . پيامبر فرمود : شما خورشت خورديد . عرض كردند : مقصود شما را نمىفهميم ، پيامبر فرمود : چرا شما از گوشت رفيقتان خورديد . » « 255 » پس بنگريد چگونه پيامبر ( ص ) هر دو را غيبت كننده خواند در صورتى يكى از آنها سخن گفت و ديگرى شنوندهء غيبت بود . پيامبر به دو مردى كه يكى از آنها به ديگرى گفت : آن مرد را مانند سگ بكش « 256 » : « پيامبر به هر دو نفر فرمود از اين مردار بخوريد . » پيامبر به غيبت كننده و گوش دهندهء غيبت فرمود : از مردار بخوريد . بنابراين شنونده از گناه غيبت بيرون نيست مگر اين كه با زبان آن را زشت بشمارد و اگر مىترسد در دل زشت شمارد و اگر بتواند از مجلس غيبت برخيزد يا رشتهء سخن را قطع و سخن ديگرى را مطرح سازد و اگر

--> ( 254 ) اين حديث را طبرانى از ابن عمر روايت كرده گفت : پيامبر خدا ( ص ) از غيبت و گوش دادن به غيبت نهى فرموده است ، به مجمع الزوائد ، ج 8 ، ص 91 ، رجوع كنيد . ( 255 ) اين حديث را ضياء مقدّسى در المختاره از انس روايت كرده چنان كه در الدّر المنثور ، ج 6 ، ص 95 آمده است . ( 256 ) اين حديث را احمد در مسند خود ، ج 3 ، ص 487 از حديث سهل بن حنيف روايت كرده است .